الشيخ عباس القمي
51
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
مجوس در آن شب در خواب ديد كه شتر صعبى چند ، اسبان عربى را مىكشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ايشان شدند ، و طاق كسرى از ميانش شكست و دو حصّه شد ، و آب دجله شكافته شد و در قصر او جارى گرديد . و نورى در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گرديد و پرواز كرد تا به مشرق رسيد و تخت هر پادشاهى در آن صبح سرنگون شده بود ، و جميع پادشاهان در آن روز لال بودند و سخن نمىتوانستند گفت ، و علم كاهنان بر طرف شد و سحر ساحران باطل شد و هر كاهنى كه بود ميان او و همزادى كه داشت كه خبرها به او مىگفت جدايى افتاد ، و قريش در ميان عرب بزرگ شدند ، و ايشان را آل اللّه گفتند زيرا كه ايشان در خانهء خدا بودند . و آمنه عليها السّلام مادر آن حضرت گفت : و اللّه كه چون پسرم بر زمين رسيد دستها را بر زمين گذاشت و سر به سوى آسمان بلند كرد و به اطراف نظر كرد ، پس از او نورى ساطع شد كه همه چيز را روشن كرد و به سبب آن نور قصرهاى شام را ديدم ، و در ميان آن روشنى صدايى شنيدم كه قائلى مىگفت : كه زاييدى بهترين مردم را ، پس او را محمّد نام كن . و چون آن حضرت را به نزد عبد المطّلب آوردند او را در دامن گذاشت و گفت : الحمد للّه الّذى اعطانى * هذا الغلام الطّيّب الاردان قد ساد فى المهد على الغلمان حمد مىگويم و شكر مىكنم خداوندى را كه عطا كرد به من اين پسر خوشبو را كه در گهواره بر همهء اطفال سيادت و بزرگى دارد ، پس او را تعويذ نمود به اركان كعبه « 1 » و شعرى چند در فضايل آن حضرت فرمود . در آن وقت شيطان در ميان اولاد خود فرياد كرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند : چه چيز تو را از جا بر آورده است اى سيّد ما !
--> ( 1 ) يعنى براى سلامت و صيانت او از شر دشمنها و شيطانها ، بدن حضرت را به چهار گوشهء كعبه ماليد .